مختار که بود و چه کرد؟ /چرا مختار در عاشورا همراه امام حسین(ع) نبود؟

درباره مختار عقاید مختلفی وجود دارد .برخی به او با نظر منفی می نگرند و برخی او را کاملا تایید می نمایند .اما آنچه از مجموع گفته‏ ها و روایات استفاده میشود این است که وی فردی مؤمن و معتقد به امامت امام سجاد«علیه السلام» بوده و در هنگام قضیه عاشورا در زندان بوده و پس از آزادی از زندان درصدد انتقام برآمد و قاتلین حضرت سیدالشهداء«علیه السلام» و اصحاب آن حضرت را به قتل رساند.
مختار سال اول هجری در طائف متولد شد و پدرش « ابو عبیده ثقفی» از صحابه است .مادرش «دومه » بارها درخواب ، بشارت داشتن فرزندی شجاع را دیده بود .

او هنگام ورود« مسلم بن عقیل» به کوفه مختار میزبان اوست . مختار برای آماده سازی زمینه و سرباز گیری به اطراف کوفه می رود که مسلم با مشکلات کوفه روبرو می شود . بمحض اطلاع مختار به کوفه باز می گردد . و با گروهی از سربازان « ابن زیاد»که خبر کشته شدن مسلم را میدهند می جنگد و فرمانده آن سربازان را می کشد. مختار هنگام واقعه عاشورا در زندان اسیر است .

بالاخره با تحمل و رنجها و شکنجه ها از زندان آزاد می شود . بی پروا سخن گفتن او در برابر حکومت ظلم یک خصیصه اخلاقی اوست . مختار در فکر انجام یک کار بنیادی برای حریم ولایت است و به قیام می اندیشد تا زمینه حکومت برای امام سجاد «‌علیه السلام » فراهم شود .

مختار هنگام حمله سربازان یزید به مدینه و مکه که بعد از واقعه عاشورا اتفاق افتاد درمکه حضور داشت و مبارزه کرد . او برای کسب اجازه از امام سجاد «‌علیه السلام » نزد «محمد بن حنیفه » ( فرزند امام علی «‌علیه السلام » می رود تا توسط او کسب اجازه کند ( البته برخی این کار را دلیل بر این می دانند که او محمد حنفیه را امام خود می دانسته که پاسخ گفته شده که کار او از روی تقیه بوده است ) .
مختار به سخنرانی و روشنگری مردم می پردازد ، ولی بار دیگر به زندان می رود .وی از طریق سفارش « عبد اله بن عمر» که شوهر خواهر اوست ودر دربار نفوذ دارد آزاد می شود ، البته به شرط سوگند و ضمانت از وی. او هنگامی که آزاد شد، گفت : چقدر نادانند ،گمان می کنند من به این سوگند پایدار خواهم ماند .
مختار توانست فرزند مالک اشتر یعنی: ابراهیم بن مالک اشتر را نیز همراه خود سازد . در این زمان در کوفه درگیرهای درون شهری انجام می شد که بالاخره منجر به فتح کوفه گردید . جالب است بدانید که اکثریت آنانی که به مختار پیوسته بودند ایرانی بودند . مختار در کوفه به ساماندهی حکومت پرداخت و آماده نبرد با لشکریان شام به فرماندهی عبید اله بن زیاد و منافقان داخلی شد .
در نبردی سپاه هزار نفری عبید اله ، سپاه ۳ هزار نفری مختار به فرماندهی یزیدبن انس طی دو مرحله نبرد ، به پیروزی رسیدند . مختار دنبال انتقام از قاتلان امام حسین «‌علیه السلام » بود . از جمله این افراد شمر ملعون و حرمله بودند . عمر سعد هم که از طریق مردمی ارجمند ، از مختار امان نامه گرفته بود ، بالاخره خودش با رفتارش امان نامه را لغو کرد و سرش از بدن جدا شد .
عبید اله بن زیاد هم طی نبردی کشته می شود و سرش را برای مختار می آورند که او نیز آن را برای امام سجاد «‌علیه السلام » می فرستند . مقر حکومت مختار کوفه است و امویان و زبیریان مردم سست ایمان هر روز بیشتر از قبل بر ضد او موضع می گیرند . مختار لباس رزم می پوشند و به جنگ به زبیریان می رود ، ولی مجبور به عقب نشینی شده و در دار الاماره،درحالی که دشمن مانع رسیدن آب و غذا به آنها بود، قریب چهار به ماه محاصره می شوند. بالاخره در نیمه ماه مبارک رمضان سال ۶۷ هجری ،مختار با ۱۹ نفر از افرادش تصمیم به آخرین یورش می گیرند . او غسل می کند و با همسرش و داع کرده و به خود عطر می زند .در دار الاماره باز می شود و او بادهان روزه شهادت را در آغوش می کشد .

NO COMMENTS

LEAVE A REPLY