چرا امام حسن(ع) صلح کرد و مانند امام حسین(ع) نجنگید؟!

سؤال:

چرا امام حسن (ع) با معاویه صلح کرد؟! آیا بهتر نبود ایشان هم مانند امام حسین(ع) می جنگیدند تا شهید می شدند؟!

 

جواب:

علت تفاوت شیوه این دو امام می تواند مسائل متعددی باشد که ما در اینجا به چهار تفاوت عمده زمان امام حسن (ع) با زمان امام حسین (ع) اشاره می کنیم:

 

۱ – تفاوت موقعیت اجتماعی دو امام

امام حسن(ع) در مسند خلافت مسلمین بود ولی امام حسین(ع) چنین نبود. امام(ع) خلیفه مسلمین است و یک نیروی طاغی و باغی علیه او خروج کرده است، کشته شدن او در این وضع یعنی کشته شدن خلیفه مسلمین و شکست مرکز قدرت، ولی امام حسین(ع) یک معترض به حکومت موجود بود، اگر کشته می شد – که کشته شد – کشته شدنش شهادتی افتخارآمیز بود، همانطوریکه افتخارآمیز هم شد. (۱)

پس اگر امام حسن(ع) مقاومت می کرد نتیجه نهائی آن – آنطور که ظواهر تاریخ نشان می دهد – این بود که کشته می شد و یا دست و کت بسته تحویل معاویه داده می شد و اسیر می گردید، و این کشته شدن یا اسارت خلیفه مسلمین در مسند خلافت بود و موجب شکست اسلام می گشت، ولی کشته شدن امام حسین(ع) کشته شدن یک نفر معترض به حکومت فاسد بود و این موجب از بین رفتن فساد و بیداری مردم علیه فساد و حرکت آنان در حفظ اسلام می شد، که چنین نیز شد.

 

۲ – تفاوت جوّ فرهنگی و افکار عمومی

روزی که امام حسن(ع) صلح کرد، هنوز اجتماع به آن پایه از درک و بینش نرسیده بود که هدف امام را تامین کند. در آن روز مردم کوفه تمایلی به جنگ نشان نمی دادند، بگونه ای که وقتی امام آنها را گرد آورد و خطابه ای ایراد کرد و آنان را به نیک اندیشی و پایداری و استقامت تشویق نمود و روزها و خاطره های ستوده جنگ صفین را به یادشان آورد و به آنان چنین وانمود کرد که در مورد پیشنهاد (صلح) معاویه با ایشان مشورت می کند، در آخر خطابه اش فرمود: آگاه باشید معاویه ما را به کاری فراخوانده که در آن نه سربلندی هست و نه انصاف، اگر داوطلب مرگید سخن او را به خودش برگردانید و با زبانه شمشیر او را به محاکمه خدایی بکشیم و اگر خواستار زندگی هستید پیشنهاد او را بپذیریم و خشنودی شما را طلب کنیم، مردم از هر سو فریاد برآوردند: مهلت، مهلت، صلح را امضا کن (۲).

آری کوفه زمان امام حسن(ع) کوفه ای خسته، ناراحت، متفرق و متشتت بود، کوفه ای که امیرمؤمنان(ع) در روزهای آخر ملاقاتش مکرر از مردم آن و عدم آمادگی شان شکایت می کرد.

مردم همین کوفه بیست سال حکومت معاویه را چشیدند و زجرهای زمان معاویه را دیدند و برنامه های ضد انسانی تهدید و گرسنگی معاویه علیه خود را تحمل نمودند؛ بگونه ای که ابن ابی الحدید معتزلی می گوید: در زمان معاویه شیعیان در هرجا که بودند به قتل می رسیدند، بنی امیه دست و پای اشخاص را به احتمال اینکه از شیعیان هستند بریدند، هر کس که معروف به دوستداری و دلبستگی به خاندان پیامبر بود زندانی شد و یا مالش به غارت رفت و یا خانه اش را ویران کردند (۳) .

این ظلم و جورها واقعا مردم را بی تاب کرد و دنبال راه چاره بودند. از این رو حدود هیجده هزار نامه به امام حسین علیه السلام نوشتند و برای همکاری با آن حضرت اعلام آمادگی کامل نمودند. از نظر تاریخی اگر امام به آن نامه ها ترتیب اثر نمی داد، در مقابل تاریخ محکوم بود و می گفتند زمینه مساعدی را از دست داد.

بنابراین از ناحیه کوفه بر امام حسین علیه السلام برای قیام اتمام حجت می شود بگونه ای که امام نمی تواند آن اتمام حجت را نادیده بگیرد، ولی در مورد امام حسن علیه السلام قضیه بر عکس است و اتمام حجت بر خلاف بود و مردم کوفه عدم آمادگی شان را اعلام کرده بودند (۴) .

 

۳ – تفاوت یاران دو امام

امام حسن علیه السلام با یاران بی وفایی روبرو بود که عده ای از آنها در مقابل تطمیعهای معاویه خود را باختند و برق سیم و زرهای فتنه گر شام عقل از سرشان ربود و به لشکر معاویه ملحق گردیدند و جمعی دیگر از آنها برای معاویه نامه نوشتند که ما حاضریم حسن بن علی علیه السلام را دست بسته تحویل دهیم.

امام حسن علیه السلام یارانی داشت که خود وبال جان آن حضرت شدند بگونه ای که در اردوگاه آن حضرت به خیمه حضرتش حمله ور شدند و آن را غارت کردند و سجاده را از زیر پایش کشیدند و با گستاخی ردایش را از دوشش کشیدند و در ساباط یکی از یاران وی بنام «جراح بن سنان» جلو آمد و با وقاحت تمام آن حضرت و پدر گرامیش حضرت علی علیه السلام را متهم به شرک نمود و به ران آن حضرت با شمشیر ضربه ای زد که گوشت را شکافت و به استخوان رسید (۵) . با چنین اصحابی امام چگونه می توانست در مقابل لشکر منسجم شام به جنگ ادامه دهد؟

در تواریخ آمده است که آن حضرت از یاران بی وفایش چنین شکوه می کند: «به خدا سوگند معاویه برای من از این مردمی که گمان دارند شیعه هستند بهتر است.»

آن حضرت در بیانی دیگر علت صلحش را نداشتن یار و یاور بیان می فرماید: «به خدا سوگند من حکومت را به معاویه واگذار نکرم مگر بخاطر نداشتن یاران و اگر انصار و یارانی می داشتم، شبانه روز با او می جنگیدم تا اینکه خداوند بین من و او حکم کند.» (۶)

 

اما حضرت امام حسین علیه السلام یارانی داشت که هر چند از نظر کمیت تعدادشان اندک بود ولی از نظر ایمان و استقامت و وفاداری نظیر نداشتند؛ بگونه ای که خود آن حضرت آنان را چنین می ستاید: «من اصحابی با وفاتر از یاران خود سراغ ندارم و خاندانی نیکوتر و مهربانتر از خاندان خود نمی شناسم. خداوند از جانب من به شما پاداش نیک دهد.» (۷)

 

۴ – تفاوت روحیات و رفتار معاویه و یزید

معاویه و یزید هر چند در اصل هدف (از بین بردن اسلام و غصب حق اهل بیت) متحد بودند و هر دو یک هدف را دنبال می کردند ولی در رفتار و روحیه، دو تفاوت عمده با هم داشتند که همین تفاوتها عکس العملهای مناسب خود را از ناحیه امامان علیهم السلام می طلبید:

الف – کهنه کار بودن معاویه و خام بودن یزید: معاویه بن ابی سفیان در حل و فصل مشکلات از مهارت خاصی برخوردار بود و به اصطلاح امروزی کهنه کار و آزموده بود و بدینوسیله توانسته بود مردم شام را با خود همراه کند و افکار عمومی را با حکومت شام هماهنگ نماید، ولی یزید بن معاویه جوانی خام و بی تجربه و فاقد این مهارتها بود.

ب – قیافه دین گرایانه معاویه و فسق علنی یزید: معاویه کفر را در لباس نفاق پوشانده بود و کینه اسلام و اهل بیت علیهم السلام چنان در دل او ریشه دوانده بود که در پاسخ «مغیره بن شعبه» که از او خواسته بود تا قدری درباره خاندان علی علیه السلام و شیعیانش به عدالت رفتار کند، گفته بود: «لا والله الا دفنا دفنا؛ (۸) به خدا قسم هدفم دفن [نام پیامبر و اسلام] است.» اما وی با همه کینه ای که نسبت به اسلام داشت، تظاهر به اسلام و دین داری می نمود و ظواهر دینی را رعایت می کرد. او نقاب دین به چهره داشت و بگونه ای عمل نمود که مردم را دچار تردید و دو دلی کرد (۹) .

این روحیه معاویه، کار امام حسن علیه السلام را پیچیده تر نموده بود و باید سالها می گذشت تا چهره مزورانه فرزند هند جگرخوار برای مردم آشکار می شد. صلح امام حسن علیه السلام این مهم را بخوبی به انجام رساند و چهره واقعی معاویه و بنی امیه را به مردم نشان داد. به خاطر همین روحیه حیله گرانه معاویه است که امام حسین علیه السلام در مدت ده سال اول امامتش که در زمان سلطنت معاویه واقع شده بود قیام نکردند، اما با مرگ معاویه و شروع سلطنت یزید دست به قیام زدند.(۱۰)

 

———————————————————————–

۱) مرتضی مطهری، سیری در سیره ائمه اطهار، انتشارات صدرا، ۱۳۷۲، چاپ هشتم، ص ۸۳ – ۸۵ .

۲) راضی آل یاسین، صلح الحسن علیه السلام، ترجمه آیت الله خامنه ای مد ظله العالی، انتشارات آسیا، تهران، ۱۳۴۸، ص ۳۰۲، به نقل از ابن خلدون و ابن اثیر.

۳) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱، ص ۴۳ .

۴) مرتضی مطهری، سیری در سیره ائمه اطهار، انتشارات صدرا، ۱۳۷۲، چاپ هشتم، ص ۹۰ – ۹۱ .

۵) شیخ مفید، الارشاد، المؤتمر العالمی لالفیه الشیخ المفید، تحقیق آل البیت، ۱۴۱۳ ه. ق، چاپ اول، ج ۲، ص ۱۲ .

۶) طبرسی، الاحتجاج، تحقیق ابراهیم بهادری و محمد هادی به، انتشارات اسوه، ۱۴۱۳ ه. ق، چاپ اول، ج ۲، ص ۷۱ .

۷) شیخ مفید، الارشاد، المؤتمر العالمی لالفیه الشیخ المفید، تحقیق مؤسسه آل البیت، ۱۴۱۳ ه. ق، چاپ اول، ج ۲، ص ۹۱ .

۸) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، دار احیاء الکتب العربیه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ۱۳۸۵ ه. ق، چاپ دوم، ج ۵، ص ۱۲۹ – ۱۳۰ .

۹) راضی آل یاسین، صلح الحسن علیه السلام، ترجمه آیت الله خامنه ای مد ظله العالی، انتشارات آسیا، تهران، ۱۳۴۸، ص ۱۱، مقدمه کتاب.

۱۰) برگرفته از مقاله: «چرا امام حسن علیه السلام صلح کرد و امام حسین علیه السلام به جنگ پرداخت؟» عباس مهدوی فرد، نشریه مبلغان، فروردین ۱۳۸۲، شماره ۴۰

 

NO COMMENTS

LEAVE A REPLY